!!!كابوس تنهایی

مترسک ناز می کند،کلاغ ها فریاد می زنند،و من سکوت می کنم..این مزرعه ی زندگی من است،خشک و بی ؟؟نشان

((سلام))

خوبین رفقا؟

بدون مقدمه برم سر اصل مطلب:

دیگه باید از حضور پرمهرتون مرخص شم!

تو این یكی دوسال هر بدی و خوبی دیدین حلالمون كنین!

دلم برا همتون تنگ میشه

همینطور برا وبلاگم

دوستای خیلی خوبی بودین واسم

منم دوست خوبی بودم براتون؟

..فكنكنم..

:::::::::::::::::::::::::::::::::::

..پرازبغضم پرازگریه..

..پر از تلخی و شیرینی..

..حلالم كن دارم مییییییییرم..

..منوهرگزنمییییییییبینی..

..هی خدا..

:::::::::::::::::::::::::::::::::::

این متنوازم به یادگار داشته باشین:

درخت بیدی كه در برابر توفان خم میشود،اغلب از درخت بلوطی كه از خود انعطافی ندارد،بهتر دوام میاورد..

همینطور است حكایت جانهای سبكبالی كه بسیار سریعتر از جانهای مغرور،از كوران ناملایمات،سربلند بیرون می آیند..

(والتر اسكات)یا(كابوس تنهایی)

:::::::::::::::::::::::::::::::::::

..شاد و سلامت و موفق باشین..

"درپناه حق"


نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین 1391 ساعت 02:00 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

ای کاش که هر لحظه بهاری باشی

هر روز پر از امیدواری باشی

هر ۳۶۵ روز امسال

سرگرم شمردن هزاری باشی

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com


نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین 1391 ساعت 09:15 ق.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

این اشتباه من بودكه كارای توروبا یه "ش" اضافه میخوندم

تو به قلبم "عق" زدی

من اونو "عشق" میدیدم

تو برای دلم "ور" زدی

من اونو "شور" زدن دلت میدیدم

تو اراجیفت رو "عر" میزدی

من همه اونارو" شعر" میدیدم

توارزش یه "اه" روهم نداشتی

اما من تورو "شاه" میدیدم


نوشته شده در شنبه 20 اسفند 1390 ساعت 10:11 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

سلوووووووووووووووووووووم..

با توجه به درخاستهای مكرر شما دوستان عزیز

این بنده ی حقیر تصمیم خود راگرفتم

كه عكس خودم را در این پست به نمایش بگذارم...

وای كمرم درد گرف...خلی سخته این مدلی حرفیدناااااااا.

خب..دوستان امروووووووووووووووووووووووووووووووووووز

اینجا جم شدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم...تا عكس بنده را ببینیم

باشد كهههههههههه خوشتان بیاید

فقط نگین خوشگل نیستم كه بدجوری بم برمیخوره...

كابوس كابوسه..به به.. حالا خوده كابوسه؟؟؟؟به به

فقط تواین عكسم خوب نیفتادم

یكی از دوستام داش ازم عكس میگرف،منم

داشتم دنبال یه چیزی میگشتم

هی بش گفتم بابا بذا این كوفتیرو پیدا

كنم بعد عكس بیگیر..

گووووووش نداااااااد كه ندااااااااااد

بیخی خی

گفتمااااااااا تو این عكسم بد افتادم من در كل خووووووووووشگلم...

خدااااااااااااااااااانگهداااااااار عزیزم

اما نمیشه باااااااورم...

به منچه میخاد بشه میخاد نشه...

به قول ثریا والا..

من برم؟گریه نكنین دیگه بازم میام....

بابادستمو ول كن گفتم میام دیگه..ای بابااااااااااا...

خب سرتونو بررررردم....

برین در ادامه مطلب عكس نانازمو ببینین..

بااااااااااااااااااااااااای


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 11:31 ق.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

اگر خداوند یک آرزوی انسان را

برآورده میکرد

من بیگمان دوباره دیدن تو را

آرزو میکردم

و تو نیز هرگز ندیدن مرا

آنگاه نمیدانم

براستی خداوند

كدامیك را

میپذیرفت؟؟؟


نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن 1390 ساعت 06:11 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

راه که می روم

 

مدام بر می گردم

 


پشت سرم را نگاه می کنم

 

دیوانه نیستم

 

خنجر از پشت خورده ام


نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 08:11 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

عکس و کارت پستال های بسیار زیبا مخصوص دهه فجر 22 بهمن

----------------وطنم پاره ی تنم---------------

-------------ای زادگاه و میهنم------------

-------برخاك تو بوسه میزنم --------

----------ایراااااااااان----------

-------آفتاب اقتداری-------

---برقرار و استواری---

--باشكوه با صلاوت--

--توهمیشه پایداری--

--وطنم پاره ی تنم--

--ای زادگاه ومیهنم--

برخاك توبوسه میزنم

-----ایراااااااااان-----

--ای فلات استقامت--

---ایراااااااااان---

-----سرزمین باصلاوت-----

------روحت نجیب و بیكران------

---------نامت همیشه جاودان---------

-----------ای یادگاه عاشقان-------------

---------------------ایراااااااااان---------------------

بهاربیست                   www.bahar-20.com


نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390 ساعت 10:30 ق.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

کاش می دانستند که دل من نه تلفن عمومیست

و نه کلکسیونر عشق های رنگارنگ

دل من آن طور که آنها فکر می کنند با همه مهربان هم نیست

دل من تنها وحشی کوچکی است

که با کمترین محبتی رام می شود

دل کوچکم میترسد

نمی خواهد اهلی شود

به همین سادگی


نوشته شده در شنبه 8 بهمن 1390 ساعت 07:12 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

میان باز ها یك باز تنهاست

در اوج قله بی آواز تنهاست

کبوتر با کبوتر هم غریبست

کبوتر با کبوتر، باز تنهاست


نوشته شده در چهارشنبه 28 دی 1390 ساعت 07:27 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و

من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم

تو پری باشی و تا آنسوی دریا بروی

من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود ، چرا از تو شکایت بکنم ؟!

یا در این قصه به دنبال مقصر باشم ؟

شاید اینگونه خدا خواست مرا زجر دهد

تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من

در پس پرده ی ایمان به تو کافر باشم

دردم این است که باید پس از این قسمتها

سالها منتظر قسمت آخر باشم !!!


نوشته شده در چهارشنبه 21 دی 1390 ساعت 07:34 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

اشکی به چشم و در دلم آهی نمانده است
دیگرا مرا ز عشق گواهی نمانده است

در چشم بی فروغ من از رنج انتظار
غیر از نگاه مانده به راهی نمانده است

در سینه سر چرا نکشم چونکه بر سرم
جز سایه های بخت سیاهی نمانده است

در دوره ای که عشق گناه است بر دلم
جز جای داغ مهر گناهی نمانده است

نوری زمهر تو نیست به دلهای دوستان
لطفی دگر به جلوه ی ماهی نمانده است

در باغ خشک دوستی ای باغبان عشق
از گل گذشته برگ گیاهی نمانده است

شور و حلاوتی ز کلامی ندیده ام
شوقی و جذبه ای به نگاهی نمانده است

حسرت کشی ببین که دگر از وجود من
جز ناله های گاه به گاهی نمانده است


نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1390 ساعت 07:31 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

آن روز که سقف خانه ها چوبی بود

     گفتار و عمل در همه جا خوبی بود

امروز بنای خانه ها سنگ شده

دلها همه با بنا هماهنگ شده


نوشته شده در پنجشنبه 8 دی 1390 ساعت 07:19 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

کجا رفتی ای آبروی دو عالم

نگین سلیمان به حلقه خاتم

تو بالای نیزه رأسِ پر از خون

به روی ناقه ها منِ دل خون

خداحافظ ای برادر زینب

چه آید بعد از تو بر سر زینب

خداحافظ ای به خون آرمیده

خداحافظ ای دو دست بریده

خداحافظ ای گل سر بریده

خداحافظ ای گلوی بریده

خداحافظ ای جوانی زینب

خداحافظ ای زندگانی زینب

خداحافظ ای نگار و جبینم

خداحافظ ای غمگسار و طبیبم

خداحافظ ای قرار و شکیبم

خداحافظ ای امام غریبم

خداحافظ ای تمامی هستم

خداحافظ ای برفته ز دستم

دل زینب بسته بر سر مویت

زنم بوسه من به زیر گلویت

حدیث دردم شنیدنیست

وداع من با تو دیدنیست

---------------

ماه محرمم تموم شد

حیف

حالا باید چقد صبر كنم تا محرم سال بعد؟

ایشالا سال بعدم میبینیم

هی

خدحاااااااااااااااافظ محرم


نوشته شده در شنبه 3 دی 1390 ساعت 07:38 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

در چشم باد لاله گل پرپرش خوش است
خورشید, روز واقعه خاکسترش خوش است

از باغ‌ها شنیده‌ام این را که عطر یاس
گاهی نه پشت پنجره, لای درَش خوش است

دریا همیشه حاصل امواج کوچک است
یعنی علی به بودن با اصغرش خوش است

در راه عشق دل نه فقط سر سپرده‌ باش
حتا حسین پیش خدا بی‌سرش خوش است

جایی که ماه همسفر آب می‌شود
دل‌ها به آب نه که به آب‌آورش خوش است

جایی که پیش‌مرگ پدر می‌شود پسر
اولاد هم نبیره‌ی پیغمبرش خوش است

عالم شبیه آن لب و دندان ندیده‌است
لبخند هم میانه‌ی تشت زرَش خوش است

این خون سرخ اوست که تاریخ زنده‌ است
این شاهنامه نیست ولی آخرش خوش است

اندوه سال‌های پسر را گریستن
سر بر سپید پیرهن مادرش خوش است

از ماه‌های سال, محرّم که محشر است
از «روز»های سال ولی «محشر»ش خوش است


نوشته شده در یکشنبه 27 آذر 1390 ساعت 09:31 ق.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

بشنو از نی چون حکایت ها کند

از سر ببریده ای هر دم حکایت ها می کند

بشنو از نی چون شکایت ها کند

وز لب خشکیده ای هر دم حکایت ها کند

بشنو از نی در ره دلدادگی

در زه دلدادگی فرزانگی

بشنو از نی آن به غایت راستین

حامل راس حسین اندر زمین

بشنو از نی از زمین کربلا

ناله و نفرین و آه و نینوا

بشنو از نی چون حکایت ها کند

از بدی های زمین هر دم شکایت ها کند

بشنو از نی از زبان اهل دل
راستگویان در سرای اهل دل

بشنو از نی واقعه از کربلا

کاروان کی میرسد در نینوا ؟

بشنو از نی ، آن زمان سلطان حسین

بی بدن قرآن قرائت می کند راس الحسین


نوشته شده در یکشنبه 20 آذر 1390 ساعت 11:27 ق.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

پنداشته اند كه ما ز خاموشانیم

همرنگ جماعت فراموشانیم

ما آرزوی كرب و بلا را داریم

با یاد حسینمان كفن پوشانیم..


نوشته شده در شنبه 12 آذر 1390 ساعت 04:19 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش

بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش


نوشته شده در یکشنبه 6 آذر 1390 ساعت 08:27 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |


نوشته شده در شنبه 5 آذر 1390 ساعت 04:08 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |


نوشته شده در پنجشنبه 12 آبان 1390 ساعت 07:16 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

نبود...پیدا شد...آشنا شد...دوست شد...مهر شد
گرم شد...عشق شد...یار شد...تار شد...بد شد

رد شد...سرد شد...غم شد...بغض شد...اشك شد

آه شد...دور شد...گم شد


نوشته شده در جمعه 6 آبان 1390 ساعت 06:09 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

I love my EYES when u look into them
I love my NAME when u say it
I love my HEART when u love it
I love my LIFE when u are in it


چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم
اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی
قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی
زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی


نوشته شده در دوشنبه 25 مهر 1390 ساعت 01:55 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

سلام رفقاااااااااااا...

حالتون خوبه؟

من از بچگی انشام ضعیف بوده حالام نمیدونم از كجا شرو كرده وچگونه به پایان برسااااانم..

راستش خاستم یه خورده جو وبو عوض كنم،خداییش دلم گرف اینهمه غم نوشتم.

چی بگم؟چی بگم؟

آآآآآآآآآآآآآآآهان بزارین یه جوك بگم فقط یه شرطی داره:

اینكه بخندینااااااااااااااااااااااا

خوب 123

یارو از دوستش میپرسه توکه چشم کجاست؟ دوستش میگه چشم که توک نداره.میگه پس چرا خواننده میخونه توکه چشمات خیلی قشنگه!!!

هه هه هه هه هه هه هه هه

...................................

خاااااااااهشا بنده رو از نظراتتون محروم نكنین.بگین چی بزارم..چی نزارم..

خوب بگین دیگه.....

و در پایان سخنان ارزشمندم میخاهم یك حرفی را بگویم(وای وای خیلی ادبی شد!)

بزارین اینجوری بگم:

این متن از طرف من تقدیم به شماها كه تو دنیا تكین:

1+1=2

این دو چشمام فدای تو

4+1=5

این پنج حواسم پیش تو

12+12=24

بیست و چهار ساعته به فكرتم

3+4=7

هفت روزه هفته خوابتو میبینم

50+50=100

صد در صد دوستون دارم..

باااااااااااااااااااور كنین..

كاری ندارین؟من برم؟

میدونم دلتون واسم تنگ میشه ولی چاره ای نیس...

خدااااااااااااااانگهدار عزیزم، اما نمیشه باورم..

وااای باز خوانندگیم گل كرد..

راستی اون گله بالاییم واس شماهاستا..

ببخشید دیگه ناقااااابله..

فلا بای


نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر 1390 ساعت 02:29 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

مشكل از تو نبود

از من بود

با كسی حرف میزدم

كه سمعك هایش را

پیش دیگری جا گذاشته بود...؟؟


نوشته شده در شنبه 16 مهر 1390 ساعت 12:48 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

خداییش اینطوری بود حالو روزم؟

خداییش حقمه اگه بسوزم؟

منو از دست حرفات خسته كردی

خداییش بد منو وابسته كردی

آخه تو مشكلم رو میدونستی

خداییش تو میخواستی میتونستی

جواب مهربونیمو ندادی

نگو نه!قدرمو نمیدونستی

منو از دست حرفات خسته كردی

خداییش بد منو وابسته كردی

جوونیمو ازم راحت ربودی

خداییش اونكه میگفتی نبودی

انصافا تو رفاقت كم گذاشتی

منه عاشق رو اصلا دوس نداشتی

دل تنهام كه رسما بود با تو

خداییش مشكل از من بود یاتو؟

حالا كه رفتیو از من جدایی

سوالم اینه:حقم بود خدایی؟

خداییش حقمه تو اوج دردم

پیشم باشیو دنبالت بگردم؟

بهم عاشق شدن رو یاد دادی

چقد زود منو دسته باد دادی

خداییش ساده بودم میدونستم

زیادی تو رو سر تر میدونستم

منو از دست حرفات خسته كردی

خداییش بد منو وابسته كردی

جوونیمو ازم راحت ربودی

خداییش اونكه میگفتی نبودی

انصافا تو رفاقت كم گذاشتی

منه عاشق رو اصلا دوس نداشتی

دل تنهام كه رسما بود باتو

خداییش مشكل از من بود یا تو؟

بی انصاف


نوشته شده در سه شنبه 12 مهر 1390 ساعت 09:30 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

ویا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه ای كردی

اگر بد كردم و هرگز به روی خود نیاوردی

اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

حلالم كن


نوشته شده در دوشنبه 4 مهر 1390 ساعت 07:10 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

ای دلم زهر خدایی رامخور

چوب یك عمر بیوفایی را مخور

ای دلم دیدی كه ماتت كرد ورفت

خنده ای بر خاطراتت كرد و رفت

منكه گفتم این بهار افسردنیست

منكه گفتم این پرستو رفتنیست

منكه گفتم ای دل بی بند و بار

عشق یعنی رنج..یعنی انتظار

آآآآآآه!عجب كاری به دستم داد دل

هم شكست و هم شكستم داد دل

!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

واقعا هم سوختما...

سوختمو خاكستر شدم..!!!

شما چه میفهمین حالمو..

هیشكی منو نمیفهمه..

هیشكی بخداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


نوشته شده در چهارشنبه 30 شهریور 1390 ساعت 01:13 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

 

کاش میشد گل چشمان تو را میچیدم

و نما میدادم به اتاقم که پر از تنهاییست

:من به خود میگویم

توکه آرامش احساس غم آلود منی

پیش من میمانی؟؟؟


نوشته شده در پنجشنبه 17 شهریور 1390 ساعت 09:27 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

نباید یه مو از سرت كم بشه
حق نداری اخم كنی

همیشه باید بخندی
اجازه ناراحت شدن نداری

باید خیلی مواظب خودت باشی فهمیدی؟؟
حق مریض شدن نداری
باشه؟
چون من دوستت دارم


نوشته شده در سه شنبه 15 شهریور 1390 ساعت 12:57 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

 

بوق اشغال میزند وقتی شماره ات را در ذهنم می گیرم
..کسی انگار

كسی انگار پشت خط است

 


نوشته شده در یکشنبه 13 شهریور 1390 ساعت 12:24 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم

بیتو میمیرم

می خوام بگم تو دنیای منی

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی و مجنون عاشقتم

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com


نوشته شده در پنجشنبه 10 شهریور 1390 ساعت 04:24 ب.ظ توسط كابوس تنهایی ! نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست:

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس